جانا حدیث حـسنت ، در داسـتان نگـنجد رمزی ز راز عشقت ، در صد زبان نگــــنجد
سودای زلـف و خا لت ،درهـر خیال ناید اندیـشه وصــا لت ، جــز در گـمان نگنــجـد
هرگز نشان ندادند،از کـوی تو کـسی را زیــرا نـشان کــویت ، انـدر نشـان نگـنـــجد
آهی که عاشـقانت ، ازحلـق جان برآرند هـم در زمـان نیاید ، هـم در مـکان نگــنجــد
آنجا که عاشـقانت ، یکـدم حـضور یابند دل در حســاب نـاید ، جـان در میان نگـنـجد
اندر ضمیــر دلها ، گنـجی نهان نــهادی از دل اگــر بـرآیـد ، در آســـــمان نـگـنجـــد
عطاروصف عشقت،چون درعبارت آرد زیرا که وصف عــشقت ، انـدربیان نگـنــجد
* * * * * * *
یارب ضمیر دل مارا به تجلی نورمحبت خویش منیر بگردان
(( آمیـن یا رب العالمیـــــن))

