ای کــه از هـر قـلب سـنگی چشمه ای را برگـشودی
ای که درهر کوره راهی ره به نابـینا نــمودی
خالــقت خوانـم که هســتی حاکـمت گـویم که بـودی
ای جـهان در دیـده مـــن رنـگ بـی رنگی گرفته
در خـیالـــــم روی رومـی چــهـره زنـگـی گرفته
در چـنیـن تـاریک و روشـن عـاشـقان را ره نـمـودی
عــشــق مـن مـعـبود مــن مـقـصـد و مـعـبود مـن
بسـته چشم آیم اگر در کوی تو
با نگاه دل ببینم روی تو
+
نوشته شده در دوشنبه 12 فروردین1387;ساعت 3:16; توسط سرگشته کوی دوست;
|

