افتاد بسوخت و دم بر نیاورد.
معبودا ، در فراق تو سوزشی است و وصال تو سوزنده تر الـهی ، ما به
کم قانع نه ایم ، بیش ما را نصیب کن.
خـدایا، خلاف عـهد کردیم و افــشای راز خلوتیان نـمودیم ، افـسوس که
مهجور کوی تو گشتیم، افسوس....
یا رب ، این وصل را هجران شـد و سوختیم از این هجران ، سوختیم....
الهی ، ما را به آتش وصـل خود بسوزان که خوشـتر از این در دو کـون
نـیابیـم .
گویند که ماه آیینه دار آفتاب است ودل عـاشـق آینه جمـال دوست.
واحسرتا که زنگارها بر این آیینه نشسته است و سیلاب سرشک را توان زدودن
آن نیست.
الهی ، عنایتی فرما تا که این دل آیینه دار جمال تو گردد که دل چو جلا
یافت دیده ای یابد کز دیده سر بصیرتر.
یا رب این بصارت را نصیبمان فرما تا که یوسف صدیق خود را جز در
بازارعـشق تو نفـروشـیم وبا کسی جز تو مـعامله نکنیم.
*************
الهی ما را به شراب وصل خود مست بگردان
((آمین یا رب العالمین))
