ما عاشــق و دیوانه وپیـمانه به دستیم از خود شده بیگانه و معشوقه پرستیم
بر سرزنش خار سرو دست فشاندیم زان روز که بر پای دل از پاننشستیم
بر ما مکنید عیب که در دایره عشق دل بر سـر آن طــره آشـفته ببستیــــم
امـروز نگــشـتیم اســیرسـر زلـفت ما بسـته به این سلسـله از روزالستیم
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین1387;ساعت 2:13; توسط سرگشته کوی دوست;
|

